تحقيق ريشه ضرب المثل هاي ايراني

تحقيق ريشه ضرب المثل هاي ايراني



تحقيق ريشه ضرب المثل هاي ايراني
فرمت فايل دانلودي: .doc
فرمت فايل اصلي: doc
تعداد صفحات: 23
حجم فايل: 71 کيلوبايت
قيمت: 5000 تومان

دانلود تحقيق در مورد ريشه ضرب المثل هاي ايراني،


در قالب word و در 23 صفحه، قابل ويرايش، شامل:






مقدمه
كلاه شرعي
آش شله قلمكار
دوغ و دوشاب يكي است
دو قورت و نيمش باقي است
دود چراغ خورده
دنبال نخود سياه فرستادن
نازشست


بخشي از متن تحقيق:
كلاه شرعي:
كلاه شرعي در اصطلاحات عاميانه و معني و مفهوم مجازي كنايه از حيله شرعي است براي ابطال حق و احقاق باطلي. في المثل ربا را كه از محرمات مصرحه شرع مبين است به نام مال الاجاره پول حلال شمردن و يا هب گفته ابوالفضل بيهقي نان همسايگان دزديدن و به همسايگان ديگر دادن و امثال و نظاير آن كه همه و همه را اصطلاحاً كلاه شرعي گويند.
به طوري كه ملاحظه مي شود كلاه شرعي از دو لغت كلاه و شرع تركيب يافته كه كلاه همان سربند و هر چيزي است كه با آن سر را بپوشانند و مجازاً وسيله اي براي سرپوش گذاشتن بر روي هرگونه منهيات و محرمات است كه به طور كلي معني و مفهوم عذر و مكر تزوير و حيله از آن افاده مي شود.
معني لغوي شرع همان دين و آيين و كيش و مذهب و به طور كلي صراط مستقيم و راه راست است كه حق تعالي براي بندگان نهاده و بدان امر كرده است.
شرعي يعني مشروع و حلال. احكام شرع همان تعاليم ديني و مذهبي است.
حكام شرع به متصديان و متوليان احكام شرعي گفته مي شود كه صرفاً به آنچه كه ناظر بر كتاب آسماني و احكام و تعاليم مذهبي است رأي مي دهند و از آن خط نبايد و نتوانند خارج شوند.
كلاه شرعي در واقع كلاه غدر و مكر است كه در لباس شرع بر سر دين و آيين و اخلاق و وجدان و انصاف و شرايع الهي گذاشته مي شود. براي باب مثال يك نمونه ذكر مي‌كنيم:
سابقاً در پارس معمول نبود كه كسي با خواهر خود ازدواج كند ولي كمبوجيه دومين پادشاه سلسله هخامنشي عاشق يكي از خواهران خود شده خواست او را به حباله نكاه درآورد.
چون ميل او برخلاف عادت بود قضات شاهي را خواسته پرسيد: آيا قانوني نيست كه ازدواج خواهر را اجازه داده باشد؟ جواب دادند: قانوني را كه چنين اجازه اي داده باشد نيافته ايم، ولي هست قانون ديگري كه به شاه اجازه مي دهد آنچه خواهد بكند. پس كمبوجيه با خواهري كه دوست داشت ازدواج كرد و بعد از چندي خواهر ديگر را گرفت.
سوء استفاده از عبارت آنچه خواهد بكند همان كلاه رعي است كه آدمي به تبعيت از هواي نفس بر سر اخلاق و وجدان مي گذارد و هر چه دل هوسبازش بخواهد انجام دهد.
آش شله قلمكار
هر كاري كه بدون رعايت نظم و نسق انجام گيرد و آغاز و پايان آن معلوم نباشد، به آش شله قلمكار تشبيه و تمثيل مي شود. اصولاً هر عمل و اقدامي كه در تركيب آن توجه نشود، قهراً به صورت معجوني درمي آيد كه كمتر از آش شله قلمكار نخواهد بود.
اكنون ببينيم آش شله قلمكار چيست و از چه زماني معمول و متداول گرديده است.
ناصرالدين شاه قاجار بنابر نذري كه داشت سالي يك روز، آن هم در فصل بهار، به شهر ستانك از ييلاقات شمال غرب تهران و بعدها به علت دور راه به قريه سرخه حصار، واقع در شرق تهران ميرفت. به فرمان او دوازده ديگ آشي بر بار مي گذاشتند كه از قطعات گوشت چهارده رأس گوسفند و غالب نباتات مأكول و انواع خوردني ها تركيب مي شد. كليه اعيان و اشراف و رجال و شاهزادگان و زوجات شاه و وزرا در اين آشپزان افتخار حضور داشتند و مجتمعاً به كار طبخ و آشپزي مي پرداختند. عده اي از معاريف و موجهين كشور به كار پاك كردن نخود و سبزي و لوبيا و ماش و عدس و برنج مشغول بودند. جمعي فلفل و زردچوبه و نمك تهيه مي كردند. نسوان و خواتين محترمه كه در مواقع عادي و در خانه مسكوني خود دست به سياه و سفيد نمي زدند، در اين محل دامن چادر به كمر زده در پاي ديگ آشپزان براي روشن كردن آتش و طبخ آش كذايي از بر و دوش و سر و كول يكديگر بالا مي رفتند تا هر چه بيشتر مورد لطف و عنايت قرار گيرند. خلاصه هر كس به فراخورشان و مقام خويش كاري انجام مي داد تا آش مورد بحث حاضر و مهيا شود. چون اين آش تركيب نامناسبي از غالب مأكولات و خوردني ها بود، لذا هر كاري كه تركيب ناموزون داشته باشد و يا به قول علامه دهخدا: چو زنبيل در يوزه هفتاد رنگ باشد؛ آن را به آش شله قلمكار تشبيه مي كنند...

دانلود فايل


پرداخت با کليه کارتهاي عضو شتاب امکان پذير است.

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد